X
تبلیغات
قوم ایجباری
 
شجره نامه قوم (ايجباري.ايجباني)
 
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت دوستان گرامی: برخی از دوستان در قسمت  نظرات اسم افرادی را به عنوان سردار قوم مطرح کرده انند وازبنده خواسته اندتا اطلاع رسانی کنم تا مردم برای حل مشکلات خود پیش این افراد مراجعه کنند ولی چون هریک ازدوستان اسم افراد خاصی را بعنوان سردار مطرح کرده انندبنده نیز نمی توانم هریک ازاین نظرات را ثبت کنم چون دراین صورت اسم چند نفر بعنوان سردار معرفی میشود.

بنظر من مردم خود میدانند چه کسی لایق سرداری قوم را داردومی توانندبه آنها خدمت کنند.

  نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1391ساعت 15:22  توسط اقبال  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

شعرزیرتوسط حاجی عبدالنبی پدربزرگ شیخ الاسلام و همچنین پدربزرگ مرحوم

سردارحاجی شه نظرخان سروده شده است.

قدرت وکارنت خدایی که زندگنت وکُشیِت

چاراَبَر من مثل شعرا شه دلِه دوتا گوشین

امرربّی إنت که مرگ دوستا شه دوستا دور کنت

زِندگینانَه غَمِش چون خَستهُ ورنجور کنت

مثل هشتاد سَالگیه ناتوان وپیربنت

چار اَبَربَر مَی دلا مثل سورین تیربنت

سانگ وبندو خویش وندشَه رکنِکَّ دوربنت

پیشَی مهمان وسلامی هم شه پانادا گُزنت

عزت وکارش برا پِیشیِ قراران نبنت

چوکه عزتون گو مَی سیالان په کّمی سیل بی

شِی جهتَ مَی دلا په دیگرا مُلک میل بیت

آخرین هِنکین نِپادون چوحقیرو ویلِ بیت

کوثرجاو شکارنت مثل وابایات بیت

شه خیالَه مَی دلانه ناتوانی زِیانت بیت

شه گناهُ غافلیّا روچون بِه دیما شپنت

شه غمُ بازین خیالا مش ما ندارن هِّچ نَفعِه

می دلا لوئطی به حَجّا باردیگر میل کنن

نیم شپ گو بامَه بیت الله شریفه میل کنن

عَرفاته که گوشتن مانندهورانه شَلَن

تَزبَیُ آسا و زورین شه ضعیفیّه طلین

مقصدون یکّیه مدینه یکّیه بیت الله شریف

بِری دوجاگاهه بمانن ته هما روچا مِرَن

                    (مرحوم حاجی عبدالنبی ایجباری رحمة الله علیه)

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391ساعت 16:56  توسط اقبال  | 
سردارحاجی شه نظرخان در۱۵شهریور ۱۳۹۱به لقاء الله پیوست وفات ایشان بسیارسوزناک وغمناک برای قوم ایجباری بود

حاجی شه نظرخان کسی بودکه نام قوم ایجباری راپرآوازه کرد ایشان کسی بودکه برای قوم ایجباری زحمات فراوانی کشیدندوافرادزیادی رادرنقاط مختلف ازخراسان ایران تاخاران پاکستان وازگلستان تامازندران واز ماری ترکمنستان تا گریش ومرجا افغانستان که هویت آنها ایجباری بود شناسایی کردنندوبه قوم ایجباری معرفی کردنند ایشان کسی بودنندکه صله رحم رادربین قوم ما بوجودآوردنند وباوجودهمه ی گرفتارییها وناراحتی هایی که داشتندچنان مهربان خوش اخلاق وباحوصله بودنند که نظیر ومانند نداشتند وهمه ی خدمتی راکه ایشان برای برای قوم ایجباری انجام دادنندتنها بخاطررضای خداونند متعال بود ایشان در راه الله بود که به لقاء الله پیوست

واین وبلاگ به همت ایشان راه اندازی شدوهمه ی مطالب قبلی موجود دراین وبلاگ رابا اطلاعاتی که ازایشان گرفته ایم نوشته شده اند.وتا ابدهیچ کس نام ایشان وزحماتی راکه ایشان برای قوم ایجباری کشیدندرافراموش نخواهندکردوایشان کسی بود که نه تنها قوم ایجباری بلکه همه اقوام بلوچ به نام ومعرفت ایشان افتخارمی کنند وتا ابدنام نیک ایشان زنده خواهدماند.روحشان شاد وهمراه رحمت اللهی باد.    

  نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1391ساعت 20:27  توسط اقبال  | 
قوم من ایجباری

حدودا سیصدوپنجاه سال یعنی ۱۶۶۲میلادی و۱۰۸۳هجری قمری پیش درمنطقه هیرمندافغانستان واقع درپاه گل در درگیری که ببین عیدوزهی وسنجرانی بود به کشتن شاه دوست خان سنجرانی منجرشد.یکی ازافرادقوم ایجباری به نام عالی گلیر ایجباری باچندنفرازافرادفامیل ایجباری به همراه چندنفر ازافراد قوم سنجرانی وچندنفرازافرادبولان دهمرده که برای انتقام خون شاه دوست خان باهم همراه شدنند پیمان بستند.که درگیری  بین این افرادوافرادقوم عیدوزهی خیلی شدیدبودکه دراین درگیری عالی گلیرباچندنفر ومورودخان عیدوزهی باچندنفردیگرکشته شدندکه چندمدت این طایفه ها باهم نزاع ودرگیری داشتندکه هیچ کس نتوانست بین این طایفه ها صلح برقرارکند که سرانجام رند همراه خان کلات درپاکستان صلح وآشتی بین این طوایف را برقرار کردنند.

درمنطقه خاران پاکستان که جای نوشیروانی بود طایفه ایجباری همراه نوشیروانی ها باهم عهدوپیمان برادری بستندوبه قول بلوچی هفت قران کردنندکه نوشیروانی ها خاران را به دوقسمت تقسیم کردنندکه سرآب خاران مال ایجباری هاشد.وسه دفعه خاران از دست نوشیروانی ها توسط افراد بیگانه گرفته شد ودرهرسه دفعه نوشیروانی ها باهمکاری ایجباری هاخاران راپس گرفتتد برادریشان راثابت کردنندوبرادری همیشگی بین این  دوطایفه برقرابوده است.

وحدود۳۵۰ تا۴۰۰سال پیش یکی از نواب های نوشیروانی بنام پردل خان  به همراه چند نفر ایجباری راهی مشهدایران شدند که قصد داشتنندبا حاکم ایران در آن زمان ملاقات ودرموردزمین گفتگو کنند که این ملاقات انجام نشد وپردل خان به طور ناگهانی درگذشت که همراهانش که فامیل ایجباری بودنند باهم مشورت کردنند که این جنازه رابه خاران ببرندکه درآن زمان چون امکانات نبود حمل جنازه وانتقال آن به خاران مشکل بود که باهمفکری هم به این نتیجه رسیدنندکه یک بچه شتررابکشندوجنازه راداخل پوست بچه شترقراردهندتاجنازه پردل خان رابه خاران برسانندوسرانجام همین کار را انجام دادنندوموفق شدنندتا جنازه رابه خاران برسانند

برخی شعرادر مورداین اتفاق چندکلمه شعرگفتندکه فقط چندکلمه ای درذهنم هست

ایجباری باز وفا دارنت                     پردل جنازه و شا مشهد کارنت

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 19:6  توسط اقبال  | 
میررضایی فرزندرحیم خان فرزندبدرالدین فرزندسرگل فرزندگمشادفرزندمیرفتح فرزندمیرایجوب میباشد .میررضایی یکی ازافرادسرشناس قوم ایجباری درسیستان بوده است
  نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 10:58  توسط اقبال  | 
قوم ایجباری

شجره نامه قوم (ايجباري.ايجباني.هیجباری):اين قوم در نواحي مختلف به يکي از اين
سه نام که همه درواقع يکي هستندشناخته شده است قوم ايجباري
قوم مستقل وبسياروسيع است که درنقاط مختلف پراکنده است.جدبزرگ که
اسم قوم به نام ان ثبت است مير ايجوب فرزند ميرجيهندميباشدوادامه سلسله
نسب ميرايجوب را ادامه دهيم به "رند"ميرسيم.يعني ايجباري پشت ونسب از
رند دارد.چرا که ميرجيهندفرزندميرشهدادفرزندميريارمحمدفرزندميرمحمد فرزندعمر
فرزندميرعالي فرزند"رند"فرزندميرجلال خان مي باشد.


قوم ايجباري:قوم تاريخي است که آقاي مير ايجوب که خواهرميرچاکررندراداشته
است حدودأششصدسال قبل يعني 790هجري شمسي برابربا1411 ميلادي در
دادروسبي زندگي ميکرد.اين مرد بزرگ تاريخ داراي 14پسرميباشدبه نام هاي
1-ميرفتح محمدخان 2-ميرسمال خان 3-ميرشهداد4-فقيرمحمد5-بيبرگ 6-خيرمحمد
7-گوارم 8-محمدحسن جان9-لشکرخان10-دينارخان11-مبارک12-حمل خان 13-دلاور
خان14-سالارخان که فرزندان ايشان درنواحي مختلف درسوبه بلوچستان پاکستان و
سندوخاران-دادر وسبي وغيره زندگي ميکردند که نسل ايجباري رفته رفته به مناطق
ديگرشامل افغانستان(هيرمندوگريش ومرجا)و در ایران درقسمت (سیستان وبلوچستان -خراسان-مازندران) درترکمنستان درترکمن قلعه زندگي  ميکردنند وعده اي از ايجباري ها در ايران درقسمت شيب آب زابل زندگي ميکنند
که به همين خاطر معروف به شيبک ميباشندکه درواقع ايجباري هستند آقاي ملاميردوست بابرادران وفرزندانش که يکي ازنوادگان ميرايجوب بود ازخاران
به علت نزاع ودرگيري فاميلي مجبوربه کوچ به قسمت جنوب غرب پاکستان در
منطقه اي به نام (نارو) که سنجراني ها آنجا بودندشد. و ازآنجا بنا به دلايلي همراه
سنجراني ها به ايران درقسمت شورووگلوگاه مستقرشدندکه هم اکنون کلات گلوگاه
يکي ازيادگاري هاي محمدعمرخان سنجراني وملاجلال خان ايجباري- ايجباني مي باشد.
يکي ازسرشناس ترين نوادگان ميرايجوب ملاجلال خان بودکه درامور فاميلداري وغيره با
ايشان مشورت صورت ميگرفت.
رفته رفته فاميل سنجراني از منطقه شورو وگلوگاه به سيتان وغيره کوچ کردندو در اين
منطقه يعني شورو،گلوگاه فاميل اسماعيل زهي وايجباري زندگي ميکردند که در.ان زمان سردار فاميل  اسماعیل زهی بلگاک نام داشت وسردارايجبارييها ملا جلال خان نام 
داشت ازادخان سردارانوشيرواني درمنطقه ايجادمزاحمت و تاراج اموال راشروع کرد
که اين دو فاميل باهمراهي چندقوم ازمنطقه به جنگ با ازادخان پرداختند و در
نهايت اورا شکست دادنند.وبراي صلح واشتي به رسم بلوچي يا شيمشيروکفن
رفتند و در مورد عفو ازادخان قرارگرفتند و در نهايت صلح برقرارشد.
ملاجلال خان که داماد بلگاک بود بين خودشان پيمان دفاعي در مقابل بيگانگان
ودشمنان بستندودرنهايت ملا جلال خان چندي بعددرحال رفتن براي انتقام گيري در
راه درمنطقه شورک به علت اثابت گلوله اسلحه خودشان جان سپرد وهم اکنون انجا
معروف به "کوتوري جلالان کشته"ميباشدکه دو برادر به نامهاي1-حاجي باران2-حاجي
3-پسرعمويش به نام اسا وپسرش حاجي ملاعبدالنبي ازايشان به جا مي ماند.
وهم اکنون ايجباريها
وابستگي خود را با فاميلها که داشتيم حفظ ميکنيم وودرخدمت هر بلوچ وهر مسلمان در
هرجا که بشدهستيم روستاي قرقروک هم از جاهاي مشهور ايجباري ها است که چند نفر
ازفاميل ايجباري بدست روسيه درانجا به شهادت رسيدند.

 

 سردار ايجباريها
سردارشه نظرخان ايجباني"ايجباري"فرزندحاجي قادربخش فرزندملاعبدالنبي فرزند
ملاجلال خان فرزندملاميردوست فرزندملاعبدل فرزندملاسليم فرزندملارحمان فرزند
صاحبدادفرزندميرخان فرزندبهادرفرزندگمشادفرزندميرفتح خان فرزندمير ايجوب بوده است که پس از۲۰سال خدمت صادقانه که برای قوم ایجباری داشت در۱۵شهریور۱۳۹۱دارفانی راوداع گفتند وبه لقاء الله پیوست.روحشان شادوقرین رحمت اللهی باد 

                      

  نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 9:38  توسط اقبال  | 
قوم ایجباری

تقریبأدر۱۷۰سال پیش یعنی درسال ۱۸۴۲به خاطر قلمرو منطقه ای درگیری بین طایفه  منگل وبراهویی ازجمله عیدوزهی براهویی صورت گرفت که دراین میان گروهی ازطایفه ایجباری؛ عیدوزهی را همراهی کردنندوچند وقت این درگیری ادامه داشت وسرانجام سران بلوچ از طایفه های مختلف به این درگیری پایان دادنندوصلح وآشتی رابین این دو طایفه ایجاد کردنند.و زمین هایی که به خاطرآنها درگیری صورت گرفته بود به طور مساوی بین این دو طایفه تقسیم شد.

واطلاعات ما درهمین حدبود واگرزیادیاکم میباشندازشما عزیزان عذرخواهی میکنیم  

  نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1391ساعت 20:41  توسط اقبال  | 

قاضی شیرجان

درتاریخ تقریبأ۱۸۰سال پیش یعنی درسال ۱۸۳۲یکی ازبزرگان طایفه سنجرانی به نام قاضی شیرجان که درپاکستان سکونت داشت ودارای سمت ژنرالی یاسمت دیگرازحکومت پاکستان داشت.وبه خاطردرگیری فامیلی به افغانستان کوچ نمودوپیش سردار تاج محمدمحمدخان سنجرانی رفت ویک مدت آنجااقامت داشت و دوباره با مشورت با داشتن چندهمراه از طایفه خودو طایفه های دیگراز جمله طایفه  ایجباری افرادی به نام برایم خان وجانو خان به پاکستان برگشت واسم طایفه دیگر را بنده نمیدانم

وقاضی شیرجان به نوکندی پاکستان حمله کردنند وآنجارا به تاراج بردویکی ازسران انگلیس که درنوکندی سمت بالایی داشت اورابه گروگان گرفت وبه افغانستان برد وافرادزیادی از آن پس دنبال قاضی شیرجان بودنند ودرپی مذاکرات پادشاه افغانستان با قاضی شیرجان گروکان انگلیسی آزادشد وقاضی شیرجان به خاطر آزادکردن گروگان انگلیس به دستور پادشاه افغانستان سرحد دار مرز افغانستان شد وسپس پادشاه افغانستان گروگان انگلیسی راتحویل حکومت پاکستان داد.

واطلاعات مادرهمین حد میباشد واگرزیادیاکم میباشد ازشما عزیزان عذرخواهی میکنیم.

 

  

  نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1391ساعت 19:30  توسط اقبال  | 
علمای ما

ناگفته علمای ایجباری عبارتنداز ۱-مرحوم قاری غلامنبی صاحب درکوئته پاکستان ۲-مولوی شیرمحمد صاحب فرزندملاعبدالنبی درقلعه بید۳-مرحوم مولوی قاضی خلیفه سیدمحمدصاحب دردالبندن پاکستان۴-مرحوم مولوی عبدالغفورصاحب ۵-مرحوم مولوی شیرمحمدصاحب فرزندیارمحمد۶-مرحوم مولوی عبدالغفارصاحب درواشوک خاران پاکستان۷-مولوی محی الدین صاحب درصالح اباد۸-مرحوم مولوی عبدالرحیم صاحب ۹-قاری مهرالله صاحب در کوئته پاکستان۱۰-مرحوم مولوی لال جان صاحب درزاهدان۱۱-مفتی عبدالصمد صاحب درزابل۱۲-مولوی صالح محمد درخاران ۱۳-مولوی جهاندیده درسوران ۱۴-مولوی الیاس قرزندشیخ الاسلام درزاهدان۱۴-حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمیدحفظه الله تعالی تاج سراهل سنت جهان

 

  نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 12:16  توسط اقبال  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM